
سرزمینی از عشق و معرفت وهزاران کینه توز که نیزه هاشان را به سمت سینه ی او نشانه رفته اند . سرزمینی که سرب جنون و گرد بی غیرتی وسکوت سطح پاکش را پوشانده .طوفان ویرنی تنش را دریده وچاک چاک کرده اکنون نفس های آخرش را می کشد و قاتلان و عاملان مرگش بر بالین او ایستاده اند و لحظه شماری می کنند .
ناگهان مردی بر می خیزد . صدایی بلند می کند . فریادی می زند ونجات را طلب می کند . صدا صدای آزادی است . صدای عشق است . آزادی و عشق یک ملت را به پا می دارد و مرد می داند که عشق تنها کیمیای نجات این سرزمین است .
مرد آستین ها را بالا می زند و شیاطین را از بالین سرزمین دور میکند .اما مردم را می بیند که هیچ نمی بینند . مرد فریاد می زند تن پاره پاره ی سرزمینش را ولی کسی نمی شنود .خفاشان سیاه چشم ها و گوش های مردم را بسته اند تا مرد را از پا بیندازند . مرد خوب می داند تا کسی نبیند و نشنود آزادی معنا نمی یابد . مرد افق را می نگرد و در اسارت کینه و تعصب وجنون آینده را به نظاره می نشیند .
آری دکتر محمد مصدق به عنوان پیشوای مردم سالاری و استقلال طلبی در تاریخ مبارزات ملی ایرانیان الگوی جامعی برایس روشنفکران و مبارزان کنونی است . ایمان قلبی روحیه استقلال طلبی و استبدادگریزی و شجاعت در عین عقلانیت تقوای درونی همگی از ویژگی ها ی شخصیتی مصدق است که از او مردی تکرار نشدنی ساخته اند . در عین حال الگوهای سیاسی و اقتصادی که مصدق در دوران کوتاه حکومت ش به وجود آورد همگی نشان از اعتقاد او به مردم سالاری ملی گرایی و وطن خواهی و اقتصاد پویا و سالم بوده است که در صورت ادامه ی اصلاحات او اکنون وضعیت ملت بسیار متفاوت می بود . نگاهی به آرمان های مصدق و شیوه ی مکتبی او نشان می دهد که آزادی و استقلال و پیشرفت همگی در نگاه مصدق به صورت عاقلانه و هدایت شونده قابل اجرا بوده و وجود یکی دیگری را نفی نمی کرده است .
اما چه سود که مردان بزرگ غافله همواره مورد کین استبدادخواهان و قدرت طلبلان اد و گاه در آتش تعصب و نا آگاهی ملت می سوزند .
اکنون مصدق به عنوان سیاستمداری که با ندای آزادی و عدالت از میان مردم بر خواسته و در درون حکومتی فاسد اقدام به اصلاحات نموده و توانسته استعمار خارجی را به زانو در آورد می تواند الگوی مناسبی برای رو شنفکران و مبارزان جامعه ی ما در شرایط کنونی باشد .
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
مسعود دانشی (اسفند ۱۳۸۳ )
((این مقاله در اسفند ماه سال گذشته در ویژه نامه ی بزرگداشت دکتر محمد مصدق در نشریه دانشجویی کویر در دانشگاه کاشان به چاپ رسید))

تاریخی که طی کرده اند گونه ها وشکل های متفاوتی به 
خود می گیرند .یک جامعه هر چند متغیر و نا همگون باشد
از مزایا و معایب مشترکی رنج می برد .
تجربه های اجتماعی ـ تاریخی - مذاهب و انگاره های دینی -
ایدئولوژی های گوناگون - جنگها و حکومت های مختلف هر یک
به نحوی درتشکیلساختار فرهنگی و سیاسی جامعه تاثیر
گذارندو می توانند پایه گذار مزایا و معایب دامنه دار متفاوتی در جامعه باشند .
هر چه جامعه ای قدمت تاریخی وفرهنگی بیشتری داشته باشد - در عین پختگی و کمال بیشتر ساختار های سنتی و پر دامنه ای
را با خود حمل می کند . گاهی این ساختارها بر بنیان هایی
نیکو و قدرتمند شکل می گیرند و گاه از معایب ریشه داری نشئت می گیرند . که البته همین کهنگی و ریشه دار بودن معایب و رذالت های اجتماعی است که اصلاح آنها را مشکل می سازد .