آری همه ی ما میمیریم . همه ما سالهاست که مرده ایم . پشت همه ی نفرین های این شهر غریب پشت همه ی سایه ها ی گذشته و پشت همه ی اشک های دیروز روزی می رسد که دیگر این روح تحمل این همه را ندارد . پس گاهی باید روحت را سر ببری تا در قربانیگاهش چهارصبایی دیگر تنت لاشخور این منزلگاه پیچاپیچ بماند .
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 19:57  توسط مسعوددانشی
|