تبليغاتX
اندیشه - انقلاب ایران
مسعود دانشی
جهان مجموعه ای از تغییرات است که معمولا در چارچوب ثابتی صورت می گیرد.این تغییرات از آن جهت اهمیت دارند که زمینه های حیات وزندگی را در جهان فراهم می کنند وآن ثوابت از این جهت مورد توجه قرار می گیرند که قواعد ومحدوده ی تغییرات را مشخص می کنند.

جامعه نیز برای حفظ حیات خویش نیاز به تحول و تغییر دارد.در صورتی که ثبات بر جامعه حاکم شود یا رسوب می کند و به تاریخ می پیوندد و یا در هجوم تغییرات دیگر جوامع از میان خواهد رفت.

به عبارتی جامعه ی بدون تغییر در گذشته و هر آنچه از آن گذشته وسنت وابسته بدان است مدفون خواهد شد.

چوامع مختلف انسانی که نیازها ودردها ی متفاوت یامتشابهی دارند همواره تغییرات و تحولات را در جهت رفع آن نیاز ها و درمان آن دردها تمرکز می دهند.مشخصا زمانی که تحولات از بیرون به جامعه تزریق شود با نیازها و دردها ی جامعه همخوانی ندارد -در نتیجه پذیرشی هم برای آن وجود نخواهد داشت وتنها اتلاف هزینه ها و مقاومت ساختارها ی درونی جامعه را به دنبال خواهد داشت.

جامعه ایران نیز در تاریخ خود در عرصه ی فرهنگ- سیاست - روابط انسانی و ... سالهاست استبداد را تجربه کرده است.به گونه ای که این استبداد در جامعه درونی شده و در فرهنگ - سیاست - انگاره های مذهبی ـتاریخی وروابط اجتماعی و خانوادگی رسوخ نموده است.این غده ی چرکین هر روز بزرگتر شده  و البته دردآورتر.

زمانی که جهان روبروی ما قدرت درک این عفونت را یافته بود -در هیچ کجای این سرزمین گروه و یا تفکر موثری نبود که حتی به درک صحیحی از این رنج بزرگ رسیده باشد.

جهان روبروی ما عرصه ای نوین در فتح استبداد سیاسی - فکری و مذهبی بر اساس انگاره ها و ثوابت وجودی خویش ساخت و آوازه ی این همه تغییر میمون بدین سرزمین رسید.

و از همین جا بود که زمزمه ها برای تغییر آغاز شد .و همین زمزمه ها جرقه ی تحول را در درون جامعه ی ایران روشن نمود.در همین زمان است که آرام آرام استبداد سیاسی به چالش کشیده میشود...زمزمه ی مشروطه خواهی به گوش می رسد...تفکرات جدید مطرح می شود...خانواده ها تغییر می کنند.پدر آرام آرام از جایگاه سلطنت در خانواده نزول می کندو زن ها نقاب های کهنه را بر نمی تابند و همه ی ارزش های سرکوب شده شان را طلب می کنند...

و البته این تحولات هر روز توسعه می یابند-بی آنکه چارچوب و قاعده ای مشخص داشته باشند و در مکانی مناسب بنشینند.

تنها چارچوبی که می تواند در این شرایط در جهتدهی تغییرات موثرباشد - عنصر مذهب است . بنابر این برای آنکه این همه تغییر حاصل شود - مذهب بایستی متحول شود -مترقی گردد و زمینه های لازم را فراهم کند.

و البته درک و فهم این قاعده از سوی نمایندگان تغییرات(روشنفکران) کمی دیر صورت می پذیرد . و همین امر موجب می شود سالها فعالیت های تحول خواه از همه گیری و انضباط اجتماعی محروم شود .

و اما اینبار بخشی از جامعه ی روشنفکری در درون حوزه های دینی و مذهبی از مفاهیم والای فکری و تربیتی غبار زدایی می کنند و تفکرات جدیدی ارائه می دهند.تفکرات جدید در ابتدا با مقاومت سنت مقتدر و بیگانه ستیز روبرو می شود. سنتی - که در صفویه توسعه یافته بود و سالها در کنار قاجاریه زیسته بود بی آنکه  مخالفتی با اساس ساختار مستبد حکومت داشته باشد.

نفوذ در درون این مذهب  از حوزه های متفاوتی صورت می گیرد و گسترش می یابد.گروهی از مدعیان مذهب ((چون سید جمال الدین اسد آبادی - آیت الله نائینی و زنجانی....))با تفکر جدید آشنا می شوند و تلاش میکنند از درون سنت تفکری بر آورند که تغییرات را سازماندهی کنند.

در این میان انجمن هایی تحت لوای روشنفکری دینی نیز شکل می گیرد که با ارائه نظرات جدید زمینه ی تحول طلبی را در نظام دینی جامعه فراهم می کند.((این سلسله تفکرات به طور واضح از محمد نخشب در انجمن خدا پرستان سوسیالیست تا شریعتی در جامعه ی دانشگاهی ایران گسترش می یابد))

از سوی دیگر دخالت های بیگانه افرادی را از بیرون به جامعه ی سیاسی ایران تحمیل می کند که علنا به مبارزه با ظواهر دینی می پردازند. با به خطر افتادن ظواهر دینی و فقهی در جامعه حوزه های علمیه رویکردی مبارزه طلبانه می جویند.

در این میان جامعه ی روشنفکری الگوهایی برای تغییرات ارائه می دهد . ظواهر استبداد که در حکومت سیاسی وقت متجلی گشته است اولین هدف این تغییرات است.زمینه های فکری لازم در خواص جامعه به وجود آمده است ولی قدرت محرکی برای عامه وجود ندارد.هنوز تفکر سنتی در درون حوزه های کنترل کننده ی مردم حاکم است که شدت تغییرات را بر نمی تابد. از این جهت است که حوادثی چون ۲۸مرداد به سادگی اتفاق می افتد.

و البته زمان عاملی است که شاید تا حدودی مشکلات را مرتفع نماید.

فشار های اجتماعی افزایش می یابد.حوزه های کنترل کننده ی مردم تحت تاثیر تفکرات انقلابی((بر خواسته از برخی نحله های روشنفکری)) چارچوب جدیدی تهیه می کنندکه در چارچوب سنت و البته در راستای ارضای برخی تغییرات فراهم شده است.

همه چیز حدی از تغییر را گذرانده است. این تنها حکومت است که به واسطه ی حضور عامل خارجی ثبات یافته است.

موج تغییرات زمینه ی دگر گونی سیاسی را فراهم می کند و انقلابی سیاسی رخ می دهد.سدی بر مسیر رودخانه ی خواسته های جامعه می شکند- در این میان رودخانه ی گلالود که طغیان کرده است نیاز به آرامش دارد و این آرامش در سایه ی تامین سیستم جدیدی است که خواسته ها را بر طرف می کند.

خواسته ها متفاوت است ودیدگاه های متنوعی وجود دارد.و اما هنوز عامه تحت تاثیر تفکر سنتی قرار دارند. نظام سنتی و مذهبی که امروز ایدئولوژی جدید و قدرتمندی ساخته است حاکم می شود همه ی خواسته های متفاوت را کنار می زند و بنیانی جدید می افکند.

سوال اینست که آیا این نظام سیاسی که در مسیر تغییرات پدید آمده است این انعطاف پذیری را دارد که بقیه مسیر را به سادگی پیش برد و خود عامل تسریع کننده ای باشد که از درون به تغییرات سرعت دهد؟

و یا خود مانعی جدید با شکل و شمایلی نوین خواهد بود؟

پر واضح است که باوجود تغییرات سریع و گوناگون سیاسی در ایران  زمینه های کافی جهت تحولات هم ردیف و هم پایه در مدرن نمودن مذهب - سنت - فرهنگ و جامعه صورت نگرفته و این عدم تعادل جامعه ی روشنفکری را در جهت دهی سیاسی پس از انقلاب مستعصل نمود.در سایه ی گسترش ارتباطات - افزایش کیفیت و کمیت علمی جامعه و گسترش هر چند محدود آزادی ها پس از انقلاب بر خی تغییرات اجتماعی و فرهنگی در جامعه پدید آمدتا جایی که این تغییرات خواسته ها یی را از قدرت طلب نمود که بسیاری همان خواسته ها ی مبارزین پیش از انقلاب بودند.خواسته هایی که گاها در حکم فرمایی سنت از جامعه زدوده شده بود.

و البته اینجاست که آزمون سر نوشت سازی برای حاکمیت فراهم آمده است که نشان دهد چگونه با تغییرات کنار خواهد آمد.و تا چه اندازه دموکراسی به عنوان ضریب پذیرش تغییرات در آن لحاظ شده است.

به هر جهت آنچه در ادامه ی این مسیر اهمیت دارد  پذیرش تحولات وخواسته های جدید و تحولات جهانی از سوی نهادهای حاکم -  خارج شدن نهادهای صاحب قدرت در امور فرهنگی - اجتماعی و فکری از زیر سایه سنگین حکومت و افزایش آگاهی عامه در سایه روشنگری و هدفمندی جامعه روشنفکری است. 

نویسنده:مسعود دانشی 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 3:4  توسط مسعوددانشی  |